پرسش مالیاتی شماره (1)

باتوجه به اینکه سئوالات بصورت کاربردی مطرح می شود ، سعی می گرددکه پاسخ ها نیز کاربردی وبر اساس تجربیات کاری بیان شود.


پرسش شماره (1) : دوستی به نام عارف این سئوال رو مطرح کرده بودند : "بنده صاحب یک فروشگاه عرضه لوازم یکبار مصرف (خرده فروشی )هستم چندی پیش یک شرکت دولتی ، مقداری ازفروشگاه ماخریدکرده ومدعی شدکه مبلغ مالیات برارزش افزوده را به مبلغ فاکتور اضافه کنم من هم اینکار را انجام دادم وآن شرکت ؛کل مبلغ (مبلغ اجناس فروش رفته بعلاوه مالیات برارزش افزوده )را به حساب فروشگاه واریز نمود،حالا من نمیدانم بامبلغ مالیات برارزش افزوده چه کنم؟ آیاباید به حساب اداره امورمالیاتی واریزکنم؟(من که درنظام مالیات برارزش افزوده ثبت نام نکرده ام چگونه این کار راانجام دهم؟آیا باید ثبت نام کنم؟درچه مرحله ای؟) راستی من هنگام خرید ازعمده فروشی مالیات برارزش افزوده پرداخت کرده بودم ، آیا می توانم این مبلغ را به جای آن برداشت کنم؟ "

  

پاسخ پرسش شماره (1) – فروشگاه شما (عرضه لوازم یکبارمصرف بصورت خرده فروشی ) ازجمله مشاغل بند " ج " ماده95قانون مالیات های مستقیم بوده که تابه امروز درهیچ یک از مراحل پنج گانه ، مشمول مالیات برارزش افزوده نشده است ،لذا لزومی نداردکه نسبت به ثبت نام درنظام مالیات برارزش افزوده اقدام نمائید به همین دلیل شماحق مطالبه مالیات برارزش افزوده راازمشتریان خود تحت این عنوان نداریدوآن مبالغی راکه درهنگام خریداز عمده فروشی بعنوان مالیات برارزش افزوده پرداخت می نمائید، به قیمت تمام شده اجناس شما افزوده خواهدشددرواقع شما اجناس درخواستی خودرا باقیمت بالاتری تهیه نموده اید(بااحتساب مالیات برارزش افزوده) وبدیهی خواهدبودکه با قیمت بالاتری (نسبت به قبل از پرداخت مالیات برارزش افزوده ) عرضه نمائید . ازطرفی دیگر ، خریداراجناس شما(شرکت دولتی) نبایستی که مبلغ مالیات برارزش افزوده  موردمطالبه شمارا پرداخت می نمود؛ پرداخت مالیات برارزش افزوده مستلزم دارابودن دو شرط تواما ،ذیل خواهدبود :

الف ) فروشنده (کالا یا خدمت ) حتما می بایستی بصورت مجزا مبلغ مالیات برارزش افزوده رادرانتهای صورتحساب به مبلغ کالایاخدمت اضافه وموردمطالبه قراردهد .

ب ) فروشنده "گواهی ثبت نام درنظام مالیات بر ارزش افزوده " به روز شده (دارای اعتبار) ، دراختیارخریدار قراردهد.(خریدار پس ازمشاهده اصل گواهینامه مزبور ، کپی آنرا ضمیمه صورتحساب نماید .)

بدیهی است که مالیاتهای پرداختی موقع خرید(اعتبارمالیاتی)،درصورتی که حائز دوشرط  گفته شده نباشد ، موردتائیداداره امورمالیاتی قرارنخواهدگرفت . لذا بدلیل عدم پذیرش اعتبارمالیاتی آن شرکت دولتی بابت خریدازفروشگاه شما ، بهترین کاری راکه فروشگاه شما قادربه انجام آن است  ، استرداد مبلغ مالیات برارزش افزوده به خریدار( شرکت دولتی )  ، خواهدبود البته فراموش نشودکه نسبت به جایگزینی صورتحسابی ،بدون مطالبه مالیات برارزش افزوده ، با فاکتوراولیه ، اقدام نمائید.


مدیران می توانندسرآغازتغییرباشند

تمام موجودات با تغییر شرایط زندگی شون به تدریج تکامل پیدا می کنند .از هر گونه ، آن دسته ای بجا می ماند که تطبیق مناسبتری با شرایط پیدا می کنند . دایناسورها با وجود تمام عظمتشان چون با شرایط تغییر نکردند منقرض شدند و موشها با وجود تمام کوچکی شان چون تغییر کرده اند هنوز حیات خوبی را نسل به نسل تجربه می کنند . موش ها حتی نسبت به سمومی که انسان ها برای کشتن آنها استفاده می کنند در نسل های مختلف مقاوم می شوند و انسان ها را وادار می کنند ،سم ها و راههای جدیدی برای مقابله با آنها پیدا کنند ..

زندگی بشر هم در طول تاریخ تغییرات زیادی را تجربه کرده است ...روش زندگی مردم در طی سالیان مختلف به تدریج تغییر کرده است...این تغییر در یک قرن سال اخیر شتاب فزاینده ی عجیب گرفته است ، انقدر که دیگر زندگی پدر بزرگ های ما شباهت بسیار کمی به زندگی ما دارد ...و حتی پدر و مادرها دامنه ی تجربیات نوجوانی کاملا متفاوتی با فرزندان خودشان دارند ..


خیلی چیزها تغییر کرده ...بشر غار نشین یک نوع فرهنگ برای حفظ بقا لازم داشت...بشر کشاورز یک نوع فرهنگ ...بشری که در جامعه صنعتی زندگی می کند یک نوع فرهنگ و اکنون ما نسلی که در عصر اطلاعات و ارتباطات زندگی می کنیم برای داشتن یک زندگی خوب و شاد احتیاج به فرهنگی متناسب داریم ...
فرهنگی که متناسب با شرایط زمانی باشد و موجب داشتن یک زندگی باکیفیت در عصری باشد که در آن قرار گرفته ایم ..


اما آیا واقعا ما برای زندگی در این شرایط و این زمان آماده شده ایم ؟ آیا واقعا ما به میزان کافی تغییر کرده ایم ؟

متاسفانه برای پاسخ دادن به این سوال کلیدی حتی لازم نیست که یک پژوهش علمی انجام شود !
کافی است فقط نیم ساعت در خیابان قدم بزنیم ! نشانه های زیادی در خیابان هست که به ما می گوید ما حتی برای زندگی شهری و یک شهروند خوب شدن آموزش کافی ندیده ایم و تغییر کافی نکرده ایم !

راننده هایی که بدون توجه به حقوق دیگران در اولین جایی که می بینید برای سوار کردن مسافر می ایستند ، وانت هایی که در بلندگو فروش اجناس خود را فریاد می زنند ، بوق هایی که بی دلیل و با حوصلگی زده می شود ، آدمهایی که در صف ها به سادگی حقوق هم را پایمال می کنند ، ماشین های مدل بالایی که پارک دوبله و ایجاد ترافیک را مخالف آداب شهر نشینی نمی دانند و...و....

متاسفانه نشانه های نداشتن تغییرات متناسب را در همه جا می توانیم ببینیم ...در خدمات اداری ...در خدماتی که از سازمانها و ارگانهای مختلف دریافت می کنیم ...در نگاه مسولین ...در نگاه مدیران ...در نگاه تصمیم گیران ...در نگاه تصمیم سازان ...و حتی در استادان و سیستم های آموزشی ...

ما نه فقط برای تغییر مناسب و شایسته متناسب با شرایط قدمی برنداشته ایم بلکه حتی در بعضی جاها تلاشهای نا آگاهانه ی برای تغییر نکردن هم می بینیم ! تلاشی که عملا نتیجه ای نخواهد داشت مگر عقب ماندن از داشتن جایگاهی مناسب در عصر خودمان ...
شاید این تغییر نکردن در دنیای بسته ممکن باشد اما در دنیای امروز و با این حجم راههای ارتباطی بین سطوح مختلف مردم در تمام کشورهای دنیا عملا تلاش برای انکار زمان یک اشتباه استراتژیک است .

دیگر نباید انتظار داشت که روش تربیت و رشد بچه ها ،مثل بچه های ده های قبل باشد . دیگر نمی توان انتظار داشت کارکنان سازمانها مثل سالهای پیش باشند . دیگر نمی توان انتظار داشت انتظارات جامعه همچون گذشته باشد . فضای کسب و کار ، فضای خانواده ، فضای جامعه همه و همه تغییر کرده است ...

اگر خودمان را برای این عصر و خصوصیت های آن آماده نکنیم ...به ناگاه با بخش هایی تغییر یافته دچار تضاد می شویم ...و اگر خودمان در انجام روند های درست تغییر سهم نداشته باشیم عملا تغییرات به روشی که دیگران می خواهند اتفاق می افتد ...

چه بخواهیم چه نخواهیم ،اگر خودمان را برای زندگی در این عصر و این شرایط آماده نکنیم و افراد جامعه را برای زندگی شاد و سالم آماده نکنیم ...بخش هایی از جامعه در این هجوم تغییرات اشتباهات جبران ناشدنی می کنند ...

و نتیجه اش می شود بالا رفتن آمار طلاق ، بالا رفتن آمار اعتیاد ، بالا رفتن آمار بیکاری ،بالا رفتن آمار مهاجرت نخبگان ، بالا رفتن جرایم و....

این اتفاقات و آمار هشدار دهنده و نا مبارک از اتفاقات کوچک شروع می شوند ...

از آن جایی که ما به کودکمان یاد نمی دهیم در زندگی شهری حقوق خودش و حقوق دیگران چیست .. و ازآنجایی که نسبت به پایمان شدن حقوق افراد جامعه کم توجهی میکنیم .
از آن جایی که فکر نمی کنیم باید چیزهایی را به جوانانمان یاد دهیم که برای زندگی اش کاربرد واقعی داشته باشد .
ازآن جایی که به پروش جوانانمان فکر نمی کنیم و بیشتر سعی میکنیم آنها را با قالب های ذهنی خودمان هم اندازه کنیم .
ازان جایی که عمل هایمان از حرفهایمان فاصله می گیرد
از آن جایی که با دانش و تکنولوژی روز جلو نمی رویم و درکمان متناسب با شرایط رشد نمی کند .
از آن جایی که مدیران ما فراموش میکنند اختیار و مسولیت را باهم به آنها سپرده اند ...
از آنجایی که سیستم ها و فرایندهای مختلف را در خانه ، مدرسه ، دانشگاه ، اداره ها ، سازمانها ، شهر ها و کشورمان بازنگری و اصلاح نمی کنیم و اجازه می دهیم فرایند های معیوب و مشکل دار عمر و زندگی دیگران را تباه کند .
ازانجایی که مسولیت اجتماعی را آموزش نمی دهیم و جدی نمی گیریم .
ازانجایی که پاسخگویی و پاسخ دادن را آموزش نمی دهیم و جدی نمی گیریم.
و....
و...

اما چرا ؟!؟

این آن چیزی نیست که ما می خواستیم ....چرا ما در عمل با آنچه می خواستیم فاصله ی زیادی گرفته ایم ...!؟

ما جا مانده ایم .... نه از تکنولوژی !! ما از اصولمان جا مانده ایم !!

وقتی پیشوایان ما می گویند :
«الناس علي دين ملوكهم» ....مردم بر دين ملوك خويشند
«الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم» .... مردم به اميرانشان شبيه‌تر هستند .

یعنی که ما در پرورش مدیرانی که بتوانند الگوهای خوبی باشند جا مانده ایم....

برای تغییر راهی جز این نیست ... "من " باید تغییر کند تا بتوانم از فرزندانمان ، کارمندانمان و سایر دایره ی اطرافم انتظار تغییر داشته باشم ...
به امید آنکه تک تک ما در عمل کردن به نیکی ها بر هم سبقت بگیریم و بازار عمل گرم تراز بازار ادعا باشد...و بتوانم الگوهای شایسته ی برای دیگران باشیم ...

منبع : ایمیل ارسالی ازمدیران ایران

غلط های مصطلح در تجارت اینترنتی

هر روز افرادی با انگیزه بالا وب سایتی را راه اندازی می کنند و امیدوارند که به زودی بتوانند درآمد قابل توجهی از آن کسب کنند. یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در کسب درآمد اینترنتی آشنایی با مدل صحیح بازاریابی اینترنتی است.

 

 

 

 

هر روز افرادی با انگیزه بالا وب سایتی را راه اندازی می کنند و امیدوارند که به زودی بتوانند درآمد قابل توجهی از آن کسب کنند. ولی بسیاری از وب سایت ها پس از گذشت ماه ها هیچ درآمدی ندارند. صاحبان وب سایت پس از مدتی انگیزه اولیه خود را از دست می دهند و وب سایت کم کم به فراموشی سپرده می شود. یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در کسب درآمد اینترنتی آشنایی با مدل صحیح بازاریابی اینترنتی است.

● دیدگاه اشتباه رایج درباره وب سایت و درآمد اینترنتی

دلیل شکست بسیاری از افراد در بازاریابی اینترنتی عدمن آشنایی کافی با این موضوع است. همچنین دیدگاه های اشتباه رایج باعث می شود، وقت و هزینه ما به سرعت تلف شود و بازده مناسبی نداشته باشیم. ابتدا به چند دیدگاه اشتباه درباره کسب درآمد از سایت می پردازیم.

۱ داشتن محصول مناسب و تبلیغ آن در اینترنت

بسیاری از افراد تازه کار فکر می کنند بازاریابی اینترنتی آن است که یک صفحه محصول داشته باشیم که در آن اطلاعات محصول نوشته شده است و سپس آن صفحه را در اینترنت تبلیغ کنیم. یعنی از سایت های مختلف بازدیدکنندگانی را به صفحه محصول هدایت کنیم. بنابراین اول مدل اشتباهی که باعث شکست ما در کسب درآمد اینترنتی می شود مدل در ادامه می خوانید:

الف. سایت زیبا و کم نظیری با محصولات فوق العاده راه اندازی کنیم.

ب. برای وب سایت ترافیک ایجاد کنیم.

ج. عده ای بازدیدکنندگان محصولات ما را می خرند و ما موفق می شویم. چنین مدلی بازده بسیار پایین دارد و تعداد خریدها معمولا آن قدر کم است که ادامه کار توجیهی ندارد و صاحب سایت پس از مدتی دلسرد می شود و تبلیغات را متوقف می کند و هیچ گاه درآمد قابل توجهی ایجاد نمی شود. البته این مدل شاید برای شرکت ها و کسب و کارهای بسیار معروف اثربخش باشد ولی برای کسب و کارهای کوچک کارآمد نیست.

۲ ترافیک بیشتر، فروش را افزایش می دهد

دیدگاه عموم آن است که هرچه ترافیک یک وب سایت بیشتر شود، تعداد فروش ها افزایش می یابد. منظور از ترافیک تعداد بازدیدکنندگانی است که به سایت شما مراجعه می کنند. ما نباید ترافیک را با «ترافیک موثر» اشتباه بگیریم. حتما در نمایشگاه های مختلف مثلا نمایشگاه کتاب دیده اید که گاهی تمامی دانش آموزان یک دبستان را برای بازدید علمی به نمایشگاه آورده اند. در این مواقع ترافیک بسیار زیادی وجود دارد، ولی آیا فکر می کنید که میزان فروش نمایشگاه افزایش قابل توجهی پیدا می کند؟ معمولا این طور نیست. بنابراین هر ترافیکی باعث افزایش فروش سایت نمی شود. ما باید بر ایجاد ترافیک موثر کار کنیم. ترافیک موثر از بازدیدکنندگانی تشکیل شده که دقیقا به زمینه فعالیت سایت ما علاقه مند هستند. بگذارید کمی فنی تر و دقیق تر صحبت کنیم. در بازاریابی اینترنتی معیار بسیار مهمی داریم که بسیاری از صاحبان سایت از آن اطلاع ندارند و اهمیتی به آن نمی دهند. این معیار درصد خروج از سایت نام دارد.

۳ هرچه سایت متنوع تر باشد و محصولات بیشتری داشته باشد، فروش بیشتر می شود.

یکی از سریع ترین راه های شکست در کسب و کار اینترنتی آن است که به ارایه و فروش محصولاتی بپردازیم که هیچ ارتباطی به همدیگر ندارند. فروشگاه هایی که به ارایه محصولات در یک حوزه مشخص می پردازد شانس موفقیت بیشتری دارند. سایت های بسیاری مشاهده می شود که به فروش محصولات مختلف از کتاب تا لباس های ورزشی می پردازند. این روش در کسب و کارهای کوچک مناسب نیست و کار را سخت تر می کند. هرچه طیف مخاطبان خود را محدودتر کنیم. توانایی ما در ارایه خدمات اختصاصی و متمایز بیشتر می شود. در وب باید به عنوان متخصص شناخته شویم تا فروش بیشتر شود. اگر تصمیم بگیرید که یک تلفن همراه را به صورت اینترنتی خریداری کنید به چه سایتی مراجعه می کنید؟ سایتی که به صورت تخصصی در زمینه تلفن همراه فعالیت می کند، یا سایتی که در آن انواع محصولات از لباس گرفته تا موبایل فروخته می شود.

● Bounce Rate یا نرخ خروج از سایت چیست؟

این معیار عددی است که معمولا به درصد بیان می شود و نشان می دهد که چند درصد از بازدیدکنندگانی که وارد سایت شما می شوند از همان صفحه خارج می شوند. این معیار در واقع چه چیزی را نشان می دهد؟ نشان می دهد که چند درصد بازدیدکنندگان به طور اشتباهی وارد سایت شما شده اند، یعنی بلافاصله پس از آنکه وارد سایت شده اند به این نتیجه رسیده اند که به سایت درستی مراجعه نکرده اند و از آن خارج شده اند.

حال چگونه به طور تقریبی درصد خروج از سایت مان را بدانیم؟ به وب سایت Alexa.com مراجعه کنید. اگر صاحب وب سایت هستید و با اینترنت سر و کار دارید حتما این سایت را می شناسید. این سایت رتبه شما را از لحاظ ترافیک در تمامی سایت های جهان و ایران مشخص می کند. با تایپ نام وب سایت خود در سایت آلکسا می توانید اطلاعات تقریبی از وضعیت فعلی به خود به دست آورید. یکی از معیارهای مهمی که نمایش داده می شود، درصد خروج سایت است.

بنابراین سایت های موفق در هر سایت پربیننده تبلیغ نمی کنند، بلکه فقط در سایت هایی تبلیغ می کنند که نوع مخاطب آن به زمینه کاری سایت بسیار نزدیک باشد. فرض کنید بسته آموزشی را برای نمایندگان بیمه تهیه کرده اید. آیا فکر می کنید که از سایت پرمخاطبی که ۱۰۰هزار بازدیدکننده در روز دارد پاسخ بهتری دریافت می کنید یا سایتی که خصوص نمایندگان بیمه است و فقط ۱۰۰۰ بیننده در روز دارد. احتمالا گزینه دوم مناسب تر است. بنابراین در ابتدای کار بهتر است برای تبلیغات به سایت های پربیننده عمومی مراجعه نکنیم، بلکه سایت هایی را بیابیم که نوع مخاطبان آن به زمینه وب سایت ما مرتبط است.

یکی از بهترین روش های ایجاد ترافیک موثر، استفاده از سئو است. SEO یا بهینه سازی سایت برای موتورهای جست و جو، علمی است که به کمک آن می توانید در جست و جوهای مرتبط با سایت، در اولین نتایج گوگل قرار بگیرید.

● مدل کسب درآمد از اینترنت

قبل از پرداختن به مدل صحیح کسب درآمد از اینترنت بهتر است به چند واقعیت مهم توجه کنیم. احتمال خرید در بازدید اول تقریبا صفر است. یا آن قدر کم است که توجیه ندارد. بنابراین نمی توانیم توقع داشته باشیم فردی با دیدن یک تبلیغ به سایت ما مراجعه کند و بلافاصله خرید کند. موضوع دیگری که شاید بسیار تکان دهنده باشد آن است که حدود ۹۵ درصد بازدیدکنندگانی که برای اولین بار به سایت ما مراجعه می کنند دیگر هیچ گاه به سایت ما نخواهند برگشت. به عبارت دیگر بازدید اول آنها آخرین بازدید از سایت است. البته این عدد توسط انتشاراتی بسیار معروف در آمریکا به دست آمده است و شاید در سایت های مختلف این درصد متفاوت باشد.

ولی اصل مهم آن است که بخش عمده بازدیدکنندگان هیچ گاه به سایت ما برنمی گردند. باتوجه به مطالب گفته شده به این نتیجه می رسیم که مهم ترین کار یک وب سایت در بازدید اول ایجاد فروش نیست. اگر وب سایت شما اطلاعات بازدیدکنندگان را جمع آوری نمی کند هیچ گاه در افزایش فروش موفق نخواهد بود. اگر با بازاریابی مستقیم آشنا باشیم، در این روش معمولا ابتدا به جمع آوری اطلاعات علاقه مندان به محصولات و خدمات می پردازیم. در بازاریابی اینترنتی هم می توانیم از همین روش استفاده کنیم. مهم ترین کار یک وب سایت جمع آوری اطلاعات علاقه مندان است. برای جمع آوری اطلاعات تماس بازیدکنندگان، محصول یا اطلاعاتی با ارزش برای آنها تهیه کنید؛ به عنوان مثال گزارشی رایگان در زمینه کسب و کارتان بنویسید، سپس بازدیدکنندگان را متقاعد کنید که نام، ایمیل و مشخصات خود را در فرمی پر کنند تا بتوانند به این محصول رایگان دست یابند.

● در وب سایت چه اطلاعاتی دریافت کنیم؟

توجه داشته باشید که اینجا درباره عضویت در سایت صحبت نمی کنیم بلکه درباره فرمی صحبت می کنیم که کمترین اطلاعات ممکن را از بازدیدکننده دریافت کرده و به او اجازه دانلود مطلبی رایگان را بدهد. به چنین فرم هایی معمولا فرم عضویت سریع می گویند. در این فرم بهتر است حتی نام را هم حذف کرده و فقط ایمیل افراد را دریافت می کند. مهم ترین اطلاعات یک کاربر در حوزه وب همان آدرس ایمیل اوست. بنابراین در مدل صحیح بازاریابی اینترنتی اولین گام جمع آوری اطلاعات تماس علاقه مندان است .

منبع : سایت آفتاب

تمدید مهلت ثبت نام اشخاص حقوقی برای دریافت شماره اقتصادی

تهران -معاون سازمان امور مالیاتی  ازتمدید   مهلت  ثبت نام شركت ها و  اشخاص حقوقی  برای    دریافت شماره اقتصادی تا پایان خرداد 91 خبر داد و گفت: تا كنون حدود 80 تا 85 درصد از    شركت های فعال برای دریافت كد اقتصادی ثبت نام كرده اند.

1391/03/20 - 16:19

'حسین وكیلی' روز شنبه در گفت‌وگو با 'حسین وكیلی' روز شنبه در گفت‌وگو باایرنا، با بیان آنكه   ،    مهلت ثبت نام اشخاص حقوقی برای دریافت شماره اقتصادی تا 18 خرداد 91 بود،گفت: برخی از افراد حقوقی شاید به دلیل عدم فعالیت و یا به دلیل عدم اطلاع مراجعه نكرده باشند.

وی ادامه داد: با توجه به شرایط و نحوه ثبت نام كسانی كه در گذشته از   كد اقتصادی   صرفا برای فروش شماره اقتصادی و سوء استفاده از آن بهره گیری می كردند ثبت نامشان محدود شده است.

به گفته وی، مراجعه متقاضیان برای دریافت كد اقتصادی در   روز های پایانی مهلت اعلامی گذشته بسیار زیاد بوده است.

معاون سازمان امور مالیاتی كشور گفت: همه شركتها و اشخاص حقوقی كه در اداره ثبت شركتها ثبت شده‌اند برای دریافت شماره اقتصادی تا اخر خردادماه 91 به سایت   http://www.tax.gov.ir مراجعه كنند.

وی    افزود:     ثبت نام برای گرفتن شماره اختصاصی اقتصادی شركتها شرط بهره‌گیری از  پرونده الكترونیك مالیاتی است.

این مقام مسوول در سازمان امور مالیاتی در خصوص دریافت كد اقتصادی برای افراد عادی   گفت: افرادی كه قصد فعالیت اقتصادی ندارند نیازی به دریافت كد نیز ندارند.

منبع : ایرنا

آغاز ورود امضای دیجیتال به سیستم مالیاتی کشور

رئیس کل سازمان امور مالیاتی کشور از نهایی شدن عملیات مربوط به ورود امضای دیجیتال به نظام مالیاتی کشور خبرداد و گفت: عملیات ارائه و تکمیل اظهارنامه های مالیاتی مودیان از طریق الکترونیکی از روز یکشنبه هفته آینده 21 خردادماه (فردا)آغاز می شود.

علی عسکری در گفتگو با مهر از نهایی شدن عملیات مربوط به ورود امضای دیجیتال به نظام مالیاتی کشور خبرداد و گفت: بر این مبنا امسال کلیه عملیات مربوط به ارائه و تکمیل اظهارنامه های مالیاتی توسط مودیان مالیاتی از طریق الکترونیکی امکانپذیر خواهد بود.

معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی افزود: این امر که به منظور ایجاد حداکثر سهولت و سرعت در انجام خدمات مالیاتی مودیان از مدتها پیش توسط سازمان امور مالیاتی کشور برنامه ریزی شده است، از روز یک شنبه هفته آینده 21 خردادماه عملا اجرای آن آغاز می شود.

وی تصریح کرد: هر چند مودیان مالیاتی کماکان امکان ارائه دستی و حضوری اظهارنامه های مالیاتی خود را خواهند داشت اما با توجه به اینکه ارائه الکترونیکی اظهارنامه به صورت شبانه روزی و بدون محدودیت ساعات اداری برای مودیان مالیاتی میسر خواهد بود، سازمان مالیاتی کشور از کلیه مودیان مالیاتی به ویژه اشخاص حقوقی دعوت می کند که اظهارنامه های خود را از طریق این امکان ویژه ارسال نمایند.

منبع : تاجر بانک (انجمن تخصصی بازرگانان ایران)

ارزيابي ارزش بازاریابي

خلاصه:

به‌رغم افزایش فشارهای شدید مالی و ادامه چالش‌ها در فضای اقتصادی جهان، مدیران بازاریابی در سراسر دنیا تلاش می‌کنند روش‌هایی را برای انتقال اطلاعات به کار ببرند که رسانه‌های جدید در اختیار آنها قرار می‌دهند و اثر آنها را از طریق ابزارها و رویکردهای تحلیلی جدید ‌اندازه‌گیری کنند.

"پنج پرسشي که مدیران برای به حداکثر رساندن تاثیر بازاریابی بر درآمد خود باید در نظر داشته باشند" :

بیشتر آنها در‌این راه در حال پیشرفت هستند. اما پنج پرسش اساسی در مسیر‌ این جست‌وجو مطرح می‌شوند تا به وسیله آن بازگشت هزینه‌های بازاریابی برآورد شود. بازاریاب‌ها برای اینکه به پیشرفت واقعی برسند، به جای درگیر شدن با بحث‌های بیهوده در مورد ارزش و قطعیت ‌این ‌اندازه‌گیری، بهتر است ‌این سوالات را مد نظر قرار دهند و با مدیران مجموعه خود همراه و همراستا شوند.

ادامه نوشته

بازاریابی پارتیزانی در برابر بازاریابی سنتی

 

چکیده

امروزه در بازارهای گوناگون کسب و کار، تمرکز زیادی بر بهبود کارایی و اثربخشی تلاشهای بازاریابی وجوددارد. شرکتها در جستجوی روشهایی نوین برای انجام بهینه این وظایف خطیر در راستای کاهش هزینه ها و افزودن ارزش به محصولات و خدمات خویش هستند. حتی در بازارهایی که با فشارها و مسائل درآمد و هزینه در مراحل گوناگون چرخه عمر محصول نهایی مواجه نیستند، تحولات سریع مسائل تکنولوژیک، مسائل و اقدامات تجاری شرایط اقتصادی، جستجوی روشهای جدیدی را برای بیان مشکلات قدیمی می طلبند. ضمن آنکه با توجه به تحولات مذکور، امروزه دیگر رویکرد بازاریابی سنتی پاسخگوی شرایط متغیر کنونی در حوزه های تجاری گوناگون نیست و شناسایی رویکردهای جدیدی برای مواجهه با این تحولات لازم و ضروری است.
بسیاری از سازمانها و شرکتها با محدودیتهای بودجه ای بسیاری در عرصه تجارت مواجهند و باید قابلیت آن را بیابند تا با حداقل منابع و سرمایه گذاری، حداکثر سود لازم را جهت بقا و ثبات خویش در بلندمدت کسب کنند.

ادامه نوشته

آخرین قطره نفت

    آخرین قطره نفت

    درباره پیک اویل ...   

  پیک اویل واقعیت دارد و مانع هرگونه بهبود اقتصادی خواهد بود. عبارت پیک اویل برای تبیین موقعیتی به کار می رود که در آن استخراج و تدارک نفت خام در سطح جهان به نقطه اوج می رسد؛ پس از آن دستیابی به این ماده حیاتی رو به کاهش گذاشته و دوران زوال آغاز می شود. دانشمندان ژئوفیزیک و مراکز تخصصی مطالعاتی در امور انرژی و نفت، پیش بینی می کنند که پیک اویل در سال های آغازین قرن حاضر به وقوع پیوسته یا تا سال ۲۰۱۵ فرا خواهد رسید. پیک اویل ما را وادار خواهد کرد که به دنیا با نگاه دیگری بنگریم. ما باید مصرف نفت را کاهش دهیم، نه در جهت تلاش برای حفظ و بهبود محیط زیست، بلکه قیمتی که باید بپردازیم ما را وادار به صرفه جویی می کند. سوخت های فسیلی مقادیر خارق العاده ای از انرژی را در اختیار ما قرار می دهند و هیچ جایگزین دیگری به ارزانی، سودمندی و فراوانی آن نیست. از آنجا که تولید هر کالا یا خدمتی مستلزم صرف انرژی است، ثبات قیمت ها به پایین ماندن قیمت انرژی بستگی دارد. اگر بپذیریم منابع نفت فناپذیر بوده و مقادیر معینی از آن در زیر زمین موجود است، باید نقطه اوج استخراج و تدارک آن را هم باور داشته باشیم. به این سبب لازم است وقایع و تحولات پس از این برهه مورد بررسی قرار گیرند. مقاله «آخرین قطره نفت» گزارش مفصلی در این رابطه است که در سال ۲۰۰۵ در مجله لوموند منتشر شده است.

ادامه نوشته

قابل توجه دوستان عزیز:پرسش های خودرا به این آدرس ارسال نمائید!

دوستان عزیزوسروران محترم !جهت ارسال سئوالات مطروحه خوددرزمینه مالیاتی(به ویژه مالیات برارزش افزوده ) والبته به منظورساماندهی پرسش های واصله وتهیه پاسخ مناسب جهت استفاده سایر دوستان، پست الکترونیکی (ایمیل) به آدرس:

                                              MTT.PORSESH@YAHOO.COM

 تدارک دیده شده است،لذاخواهشمنداست که پرسشهای خود رابه آن ارسال تا دروسع خود نسبت به تهیه پاسخ اقدام نمایم .                                                    

                                                                                                              با تشکر

خلاصه کتاب:نگرشی جامع بر مدیریت استراتژیک / بخش دوم

خلاصه کتاب:نگرشی جامع بر مدیریت استراتژیک(تالیف دکتر علیرضا علی احمدی و همکاران، انتشارات: تولید دانش)

قسمت دوم : خلاصه فصل های ۷تا۱۲

فصل هفتم
تکنیک‏های فرموله کردن استراتژی و تشخیص ماهیت استراتژی اصلی

مطالب این فصل به دو بخش تقسیم می‌شود. در بخش اول فصل مفهوم دوره عمر سازمان‌ها و استنتاجات آن در وضعیت سازمان و مدیریت آن مورد بررسی قرار گرفته است. بخش دوم فصل نیز تعدادی از مدل‌ها و تکنیک‌های تحلیل سبد سرمایه‌گذاری شرکت که کاربرد زیادی در طراحی استراتژی سطح شرکت دارند، معرفی شده است. این مدل‌ها شامل مدل‌های زیر است:
مدل BCG
مدل GE
مدل هوفر
مدل DPM
مدل ADL
مدل SPACE

ادامه نوشته

خلاصه کتاب:نگرشی جامع بر مدیریت استراتژیک / بخش اول

خلاصه کتاب:نگرشی جامع بر مدیریت استراتژیک(تالیف دکتر علیرضا علی احمدی و همکاران، انتشارات: تولید دانش)


کتاب نگرش جامع برمدیریت استراتژیک باوجود گذشت چندین سال ازانتشارآن همواره بعنوان مرجعی کامل وبااهمیت برای تدریس "مدیریت استراتژیک(پیشرفته) "به ویژه درسطح کارشناسی ارشد مطرح بوده است خلاصه حاضر حاصل تلاش قابل تحسین جمعی از همکاران ارجمند بوده وحقیر تنها مبادرت به جمع آوری فصول آن از میان سایتها ووبلاگهای اینترنتی مختلف نموده که دراینجا ضمن کسب اجازه از تخلیص کنندگان که زحمت اینکار رامتحمل شده اند ازایشان تشکر وقدردانی می کنم...به امید استفاده شما دوست عزیز.

قسمت یکم : خلاصه فصلهای 1تا6 

فصل اول
 تاريخچه و سير تحول برنامه ريزي
در فصل اول سه بحت سير تکاملي برنامه‌ريزي، انواع گرايش‌هاي برنامه‌ريزي و انواع روش‌هاي برنامه‌ريزي معرفي شده است. نکات مهم هريک از اين سه موضوع در ادامه ارائه شده است.

 سير تكاملي برنامه‌ريزي
با نگرشي تاريخي دوران تکاملي برنامه‌ريزي به سه دوره زير تقسيم مي‌شود:
1)   محصول گرايي
2)   بازارگرايي
3)   فراصنعتي

ادامه نوشته

مدیران باید همه چیز را بدانند؟

تصورکنیدشمامدیرواحدفناوری اطلاعات هستیدویک روز درراهروی محل کارشماباچندمهندس نرم افزارکه کارمندتان هستندمشغول صحبت هستید.یکی از آن هاروبه شماکرده وسوالی فنی می پرسد.بعدازکمی مکث ودرحالی که همه نگاه ها به شماخیره شده است،می گوئید"نمی دانم"وبلافاصله یکی دیگرازکارمندان پاسخ لازم رامی دهد.

به عنوان یک رئیس، شما باید از دانش و هوش سرشاری برخوردار باشید، اما دیگر نمی­توان از داشتن تخصص به عنوان مهم‌ترین سرمایه حرفه­ای خود نام برد.

تصور کنید شما مدیر واحد فناوری اطلاعات هستید و یک روز در راهروی محل کار خود با چند مهندس نرم­ افزار که کارمندتان هستند مشغول صحبت هستید. یکی از آن‌ها رو به شما کرده و سوالی فنی می­ پرسد. بعد از کمی مکث و در حالی که همه نگاه­ها به شما خیره شده است، می­گویید «نمی­دانم» و بلافاصله یکی دیگر از کارمندان پاسخ لازم را می­دهد.

بعد از این ماجرا، احساس بسیار بدی پیدا می­کنید، درست مانند این که در آزمونی سخت و در برابر تمام کسانی که به شما امید بسته بودند شکست خورده باشید.

آیا پاسخ را می­دانستید؟ خیر، زیرا هر روزه تحولات عظیمی در حوزه کاری شما رخ می­دهد و این یکی از آن‌ها بود. هرچند تلاش دارید اطلاعات خود را به­ روز کنید، اما فراگیری تمام چیزهای جدید تقریباً ناشدنی است. با این وجود، از جریان پیش­آمده احساس خوبی ندارید.

می­توانید خود را در چنین شرایطی تصور کنید؟ آیا برای شما دشوار است که در حوزه مدیریتی خود، یعنی حوزه­ ای که انتظار می­رود بر آن تسلط داشته باشید، در پاسخ سوالی بگویید «نمی­دانم» یا «مطمئن نیستم»؟

آیا از شما، به عنوان رئیس، انتظار می­رود همه چیز را بدانید و با هوش‌ترین و توانمندترین فرد باشید؟ آیا به این دلیل که شما مسئول هستید، همه این انتظار را از شما دارند؟

شاید بتوان با استناد به پژوهش صورت گرفته توسط Google خلاف این را اثبات کرد. مدتی پیش، نیویورک تایمز نتایج پروژه عظیم Oxygen را منتشر ساخت. در طی این پروژه، Google به بررسی مرور عملکرد و بازخورد کارمندان پرداخته بود تا عبارات رایج و کلید­واژگانی را که برای توصیف مدیران بسیار موفق و تأثیرگذار به کار برده می­شوند شناسایی نماید.

حاصل این پروژه ارائه فهرستی بود حاوی هشت رهنمود مدیریتی یا «رفتار شایسته» که به ترتیب اهمیت نام برده شده بودند. نکته جالب آن که در این فهرست تخصص فنی در رتبه آخر قرار داشت.

اگر هنوز هم فکر می­کنید باید با دانش‌ترین و با هوش‌ترین فرد در حوزه کاری خود باشید، بهتر است در مورد ویژگی­های یک رئیس خوب و اثرگذار کمی بیشتر فکر کنید. احتمالا به این دلیل به سمت فعلی خود ارتقا پیدا کرده­اید که واقعا در کار خود عالی هستید. شاید هم بهترین نفر گروه خود بوده­اید. توانایی شما در نگارش بهتر، فروش بیشتر یا طرح ایده­های جذاب­تر، نه تنها موجب پیشرفت شما شده، بلکه شخصیت شما را نیز شکل داده است. احتمالا همیشه چنین نظری در مورد خود داشته­اید، ابتدا در خانه و در مقایسه با برادران و خواهران خود، سپس در مدرسه، در ورزش و اکنون در محیط کار.

اکنون به عنوان یک رئیس، تعجبی ندارد که نخواهید ذهنیت خود را تغییر دهید. می­توانید به خود بگویید دیگر وظیفه شما نیست که بیش از همه بدانید، اما همچنان این نیاز را در خود حس خواهید کرد و بر طبق آن فکر و عمل خواهید کرد. در واقع، نمی­توانید جور دیگری فکر کنید.

اگر چنین است، شما با یک مشکل بزرگ روبرو هستید، زیرا چنین تفکری شما را محدود ساخته و حتی از آن صدمه خواهید دید.

از خود سوال کنید: «آیا شما افرادی را استخدام می­کنید که از شما بیشتر می­دانند و یا به لحاظ فنی قوی­تر هستند؟ یا برای این که چنین افرادی را استخدام نکنید هر ایرادی از آن‌ها می­گیرید؟».

آیا با افرادی که برای شما کار می­کنند پیوسته به لحاظ دانش، مهارت و کارایی در حال رقابت هستید؟ یا پیوسته در حال بحث­و­جدل با آن‌هایید و تلاش دارید ثابت کنید اشتباه می­کنند؟

آیا مصمم هستید به لحاظ فنی چون گذشته با دانش و مهارت باقی بمانید؟ برای بیشتر مدیرانی که ما می­شناسیم، پرداختن به امور مدیریتی و به روز کردن خود با آخرین تحولات و اطلاعات تقریباً ناممکن است. چرا برای این که بر همه چیز احاطه داشته باشید از دیگران کمک نمی­گیرید؟

اعتقاد به این باور که باید با دانش‌ترین و با هوش‌ترین فرد در گروه خود باشید از توانایی­های شما کاسته و عملکردتان را محدود می­سازد و مانع از پیشرفت می­شود. هر چه بیشتر در کار خود پیشرفت می­کنید، زودتر به درجه­ای می­رسید که باید بر افراد در حوزه­هایی مدیریت کنید که اطلاع چندانی از آن‌ها ندارید. در این شرایط، چه خواهید کرد؟

چه میزان اطلاعات نیاز دارید؟ به حد کافی. آن قدری که موانع رایج را به خوبی بشناسید و بتوانید قضاوت­های صحیح داشته باشید و همین‌طور بتوانید کمک لازم را به زیردستان خود ارائه دهید.

شما باید از دانش و هوش برخوردار باشید، اما این نیاز اصلی شما نیست. لازم نیست خودتان بهترین باشید، بلکه وظیفه شما این است که کمک کنید دیگران بهترین باشند و بیشترین بهره­وری را به عنوان یک فرد و عضوی از یک گروه از خود نشان دهند. شما بر شانه آن‌ها می­ایستید و بسته به عملکرد آن‌ها یا به پا خواهید خواست و یا زمین خواهید خورد. موفقیت گروهی به دانش و هوش فردی شما بستگی ندارد، بلکه به توانایی شما در ترغیب دیگران به کار و تلاش بیشتر وابسته است.

یک بار یکی از مدیران اجرایی در مورد این که چگونه توانسته است با نیاز به برتری جستن بر دیگران کنار بیاید به ما گفت که او خود را به جای رابرت اوپنهایمر می­گذاشته است؛ کسی که رهبری پروژه مانهاتان را که منجر به تولید بمب اتمی در اواخر جنگ جهانی دوم شد بر عهده داشت.

بی­شک، اوپنهایمر فردی بسیار باهوش بود و در حوزه­های ساختار اتمی و فیزیک نجومی اقدامات بسیار مهمی انجام داده بود، اما موفقیت اصلی او این بود که توانست جمعی از نوابغ را گرد هم آورد. اگر او می­خواست در این جمع همواره به دنبال اثبات برتری خود باشد، آیا موفقیت گروهی حاصل می­شد؟ آیا اوپنهایمر تصور می­کرد همه از او انتظار دارند پاسخ هر سوالی را بداند؟ خیر، بلکه همه از او انتظار داشتند شرایطی را مهیا سازد که در آن همه بتوانند به پاسخ خود برسند و موفقیت جمعی حاصل شود.

 

منبع :ایمیل ارسالی ازمدیران ایران

اکونومیست خبر داد: افزایش سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال‌های آتی

واحد اطلاعات اکونومیست در تازه‌ترین گزارش خود از افزایش سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال‌های آتی خبر داد.

به گزارش خبرنگار اقتصاد بین‌الملل ایسنا، اکونومیست در گزارش ماه آوریل 2012 خود سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال گذشته را شش هزار و 670 دلار برآورد و پیش‌بینی کرد که این میزان در سال جاری به هفت هزار و 110 دلار افزایش خواهد یافت.

اکونومیست معتقد است که طی سال آینده برای مردم ایران سرانه تولید ناخالص داخلی هشت هزار و 30 دلاری به ثبت خواهد رسید.

با افزایش 730 دلاری، سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال 93 به هشت هزار و 760 دلار خواهد رسید و این شاخص در سال 1394 به 9 هزار و 780 دلار افزایش خواهد یافت.

سال 1395 سالی است که سرانه تولید ناخالص داخلی ایران از مرز 10 هزار دلار فراتر رفته و برای این شاخص رقم 10 هزار و 920 دلار به ثبت خواهد رسید.

 

منبع :خبرگزاری ایسنا

از ۱۸ خرداد؛  اعتبارسنجی از طریق اخذ شماره اقتصادی صورت می گیرد  

رییس سازمان امور مالیاتی كشور با اشاره به ماده ۱۲۰ قانون برنامه پنجم اظهار كرد: تا هجدهم خرداد ماه برای ثبت نام جهت اخذ شماره اقتصادی در سامانه http://www.tax.gov.ir فرصت باقی است. ارائه شماره اقتصادی در یك دهه گذشته صورت گرفته اما موفق نبودیم. ولی این بار با توجه به امكانات، شماره اقتصادی می تواند یاری دهنده باشد.

به گزارش خبرنگار اقتصاد كلان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عسكری با بیان این كه فعالان اقتصادی با دریافت شماره اقتصادی می توانند به پرونده خود مراجعه كنند و مراحل رسیدگی را در نظام مالیاتی به طور مرتب ببینند، گفت: ارتباط مودیان با نظام مالیاتی به صورت دائمی است.

وی افزود: ما روابط خود را با مودیان سهل می كنیم و این امكان داده می شود تا در نظام اقتصادی كشور هر كسی می خواهد با هر فردی روابط اقتصادی برقرار كند از طریق سامانه بتواند ارتباط سنجی داشته باشد.

رییس سازمان امور مالیاتی كشور افزود: یكی از ارتباط سنجی ها این است كه فرد بدانند طرف معامله كیست، ما می توانیم كمك كنیم به این صورت كه افراد از طریق اطلاعات مالیاتی بتوانند نسبت به یكدیگر اعتبارسنجی داشته باشند.

منبع : سایت آفتاب

لایحه بودجه سال 1391 از منظر عدالت اجتماعی و سیاست‌های کلی برنامه پنجم

معاونت پژوهشهای اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام دریک گزارش راهبردی اقدام به بررسی لایحه بودجه سال۱۳۹۱ازمنظرعدالت اجتماعی وسیاست های کلی برنامه پنجم توسعه کشور نموده است.چکیده آن عیناولینک سایت مربوطه جهت استفاده دوستان ارجمند به شرح ذیل ارائه میگردد...

چکیده

نکته مورد تأکید سیاست‌های کلی برنامه پنجم اینست که تمامی فعالیت‌های مرتبط با رشد و توسعه در برنامه‌های مختلف باید بر پایه عدالت اجتماعی، کاستن از نابرابریهای درآمدی و رفع محرومیت از قشرهای کم درآمد جامعه باشد. در این راستا گزارش حاضر پس از اشاره ای کوتاه به مبانی نظری موضوع، سیاست‌های یارانه ای، مالیاتی، حوزه رفاه ، توسعه روستایی و انتشار اوراق مشارکت در لایحه بودجه 1391 را از منظر عدالت اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار داده و نتیجه‌گیری نموده است که اولا بین سیاست‌های کلی برنامه پنجم و لایحه بودجه ارتباط چندانی وجود ندارد ثانیا مشکل اصلی لایحه مز بور در نظر نگرفتن موضوع تحریم فروش نفت، تحریم بانک مرکزی و نا اطمینانی‌های موجود است و ثالثا از منظر عدالت اجتماعی لایحه بودجه به صورت فعلی بودجه ای است تورم زا و تمام کسانی که دغدغه عدالت دارند باید نگران پیامدهای منفی تورم بر عدالت اجتماعی و رفاه اقتصادی باشند.

لینک گزارش مذکوربصورت کامل :http://www.csr.ir/Pdf/Content2483/145.pdf

 

 

اقتصادچین چقدرقوی است؟

جدیدترین سرمقاله اکونومیست به دومین اقتصاد بزرگ جهان اختصاص یافت:
اقتصاد چین چقدر قوی است؟

 وزن چین در مناسبات اقتصادی جهان به اندازه‌ای رسیده که توانسته است توجه جهانیان را تحت کنترل خود درآورد. وقتی در سال منتهی به آوریل گذشته آمار تولیدات صنعتی، ساخت‌ و ساز مسکن و تولید برق چین کاهشی شدید را نشان داد، خبر آن بر بورس‌های جهان و قیمت کالاها تاثیر گذارد. وقتی بانک مرکزی چین خبر از تسهیل سیاست‌های پولی می‌دهد، مانند اقدامی که در ماه جاری میلادی انجام داد، به اندازه تصمیمات فدرال رزرو آمریکا در اقتصاد جهان جنب و جوش ایجاد می‌کند.

زمانی که نخست‌ وزیر چین، ون جیابائو، بر لزوم ایجاد رشد اقتصادی تاکید می‌کند، همان طور که در تعطیلات آخر هفته گذشته اظهار کرده بود، سخنان وی تاثیر بیشتری بر بازارها می‌گذارد تا زمانی که رهبران اروپایی اظهاراتی مشابه را در رابطه با رشد اقتصادی بیان می‌كنند. تا کنون هیچ انقلاب صنعتی‌ای به این اندازه مورد توجه نبوده است.
اما توسعه سریع می‌تواند نتیجه‌ای پرآشوب به بار بیاورد و مسائل زیادی هم در مورد اقتصاد چین وجود دارند که خوب پیش نمی‌روند. اما نکته شگفت‌انگیز این است که این نقایص تاثیر چندانی بر جای نمی‌گذارند و اوضاع آنقدر که باید، منصفانه نیست. اما نگرانی ناظران از اینکه ممکن است در صورت بروز ضربه‌ای مانند فروپاشی یورو، رشد اقتصادی چین از میان برود، توجیه ندارد. در حال حاضر چنین به نظر می‌رسد که اقتصاد چین انعطاف‌پذیرتر از آن چیزی است که منتقدان آن می‌پندارند. اما مشکلات این اقتصاد که البته قابل ملاحظه نیز هستند، با گذشت زمان رخ می‌نمایند.
غیرمنصفانه اما نه بی‌ثبات
ناظران از چین به عنوان نماد بازدهی صادرات محور یاد می‌کنند. اما این همه ماجرا نیست. هزینه‌های سرمایه‌گذاری در ماشین‌آلات، ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها، بیش از نیمی از رشد اقتصادی این کشور را در سال گذشته بر دوش کشیدند و صادرات خالص هیچ سهمی در آن نداشته است. بخش اعظم این سرمایه‌گذاری‌ها را بنگاه‌های دولتی تقبل کرده بودند که از یارانه‌های غیرمستقیم دولتی، بازارهای حمایت‌شده و وام‌های دارای پشتوانه سیاسی، بهره می‌برند. مثال‌های ولخرجی‌های دولت چین بسیار است: از نگهداری شهری موسوم به شهر ارواح در جلگه‌های شمالی چین گرفته تا پاتوق‌های پر از فساد سواحل جنوبی این کشور.
الگوی اقتصادی چین برای مردمانش هم غیرمنصفانه است. نرخ بهره‌های وضع شده توسط دولت، بانک‌ها را قادر می‌سازد که سر پس‌اندازکنندگان را کلاه بگذارند و بابت سپرده‌هایشان بهره کمی به آنها بدهند. موانع موجود بر سر راه رقابت، به بنگاه‌های اقتصادی مورد حمایت دولت این امکان را می‌دهد که بابت محصولاتشان از مصرف‌کنندگان پول بیشتری بگیرند. نظام ثبت احوال چین اجازه نمی‌دهد که مهاجران روستایی شاغل در شهرها که مشخصات آنها در روستا ثبت شده است، از دسترسی عادلانه به خدمات دولتی برخوردار شوند. قوانین استبدادی مربوط به زمین‌ها به دولت‌های محلی اجازه می‌دهد که کشاورزان را فریب دهند. آنها بابت زمین‌های کشاورزی که به بهانه توسعه از کشاورزان خریداری می‌کنند پول بسیار کمی به آنان می‌دهند. عواید بسیاری از این اقدامات به جیب‌های مقامات سرازیر می‌شود.
این تبعیض‌ها و فساد‌ها باعث می‌شود که منتقدان، چین را به سایر اقتصادهای دارای رشد سریع تشبیه کنند که سقوطی شدید را متحمل شدند. یکی از مقایسه‌هایی که به تازگی انجام شده، مقایسه آن با وضعیت ببرهای آسیا (هنگ‌کنگ، سنگاپور، کره جنوبی و تایلند) پیش از مشکلات مالی آنها در سال 1997 و 1998 بوده است. نرخ بالای بهره در قلمرو ببرها برای مدتی موجب رشد اقتصادی شد اما در عین حال شکنندگی مالی را به بار آورد که با کند شدن صادرات، کاهش سرمایه‌گذاری و سرمایه‌های خارجی به طرز بي‌رحمانه‌اي رخ نمود. منتقدان می‌گویند که چین نه تنها از سرعت سرمایه‌گذاری بیشتری نسبت به سرزمین ببرها برخوردار است، بلکه بانک‌ها و سایر وام‌دهندگان آن هم وام بسیار داده‌اند تا جایی که اعتبارات این کشور از 122 درصد تولید ناخالص داخلی آن در سال 2008 به 171 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2010 رسید چون دولت قایقی برای «وام‌دهی‌های محرک اقتصادی» طراحی نمود.
از سوی دیگر چین بر خلاف ببرهای آسیا، تکیه بسیار کمی بر قرض‌های خارجی دارد. رشد اقتصادی آن حاصل منابع به‌دست‌آمده از جمعیت خودش است و نه پول خارجی‌ها. اما در جنوب شرقی آسیا و اکنون در بخش‌هایی از حوزه یورو تکیه بر قرض‌های خارجی بوده است.
نرخ پس‌انداز چین 51 درصد تولید ناخالص داخلی‌اش است که حتی از نرخ سرمایه‌گذاری‌اش هم بیشتر است. بانک‌های چین از نقدینگی فراوان برخوردارند. آنها بیش از آنکه وام بدهند سپرده می‌گیرند و یک پنجم سپرده‌ها را در بانک مرکزی ذخیره می‌کنند. این به بانک‌ها امکان می‌دهد که از پس وام‌های معوقه که در زمان‌های بعد بازپرداخت خواهند شد، برآیند. البته نباید فراموش کرد که بدهی‌های رسمی دولت مرکزی چین هم تنها 25 درصد تولید ناخالص داخلی آن است. بدهی‌های دولت‌های محلی ممکن است دو برابر این میزان باشد اما چین برای احیای سرمایه هر بانکی که گرفتار مشکل شود فضای پولی کاملا مناسبی دارد.
اما چین هنوز برای هر 22.000 نفر تنها یک پزشک خانواده دارد. واقعیت این است که اصلاح‌طلبان چین کارهای بزرگی پیش رو دارند اما زمان زیادی هم در اختیارشان است. منتقدان آن را با ژاپن مقایسه می‌کنند ژاپن در سال 1991 که شاهد ترکیدن حباب قیمت‌ها شد، مانند چين اعتباراتش را از ملت خود بدست می‌آورد. اما آن اتفاق رخ نداد تا این که درآمد سرانه ژاپن به 120 درصد درآمد سرانه آمریکا (بر اساس نرخ بازار) رسید. اگر درآمد سرانه چین هم به آن سطح برسد، اندازه اقتصاد آن باید پنج برابر اقتصاد آمریکا باشد تا اتفاق بدی برای آن رخ ندهد و این راهی طولانی است.

 منبع : روزنامه دنیای اقتصاد .شماره روزنامه: 2650.شنبه 6 خرداد 1391

فرانچایز و کسب و کار زنجیره ای

فرانچایز (Franchise) چیست؟

یکی از مهمترین پدیده های دنیای معاصر در بخش خدمات عمومی را میتوان ایجاد الگوهای زنجیره ای کسب و کار یا به عبارتی صنعت Franchise دانست. امروزه تعداد فروشگاه های زنجیره ای در هر زمینه کاری با تعداد فروشگاه های منفرد رقابت میکند و در بعضی زمینه ها همچون رستوران ها، سهم قابل توجهی از بازار در اختیار رستوران های زنجیره ای است.

واقعیات امروز خبراز استقبال عمومی از برندهای زنجیره ای و Franchise ها هم در بحث سرمایه گذاری و هم استفاده از خدمات میدهد. براساس آمارهای موجود بطور متوسط هر شهروند بالای 18 سال در آمریکا روزانه حداقل از یک سرویس زنجیره ای ارایه شده توسط یک Franchise استفاده میکند.

گرایش عمومی به سرمایه گذاری در صنعت Franchise به حدی است که حتی کسب و کارهای منفرد به محض رسیدن به سود قابل توجه اقدام به تدوین یک الگوی استاندارد برای خود میکنند و با استفاده از سرمایه شخصی و یا جذب سرمایه گذار شعبه های جدید ایجاد میکنند و این کاری نیست جز حرکت بسوی تولد یک Franchise جدید.

بطور خلاصه استفاده از یک فرانچایز چیزی نیست جز تکرار یک الگوی آزمایش شده کسب و کار که منجر به کاهش ریسک سرمایه گذاری میشود. در چارچوب مفهوم فرانچاز سرمایه گذار طبق قراردادی مدون با ارایه دهنده فرانچایز (Franchazee) از تجربه او برای راه اندازی یک کسب و کار مشابه استفاده میکند و از این امر بهره میبرد.

به عنوان مثال بسیاری از مشهورترین رستوران های فست فود و کافی شاپ های زنجیره ای به همین طریق اداره میشوند. یعنی مالکیت هر شعبه با شخصی متفاوت است ولی بقیه موارد از نحوه تهیه مواد اولیه گرفته تا نحوه پخت غذا و حتی دکوراسیون و آرم و همه آنچه که توسط مشتری دیده میشود بر مبنای الگوی استانداردی صورت میگیرد که توسط ارایه دهنده Franchise تدوین شده است.

امروزه به موازات توسعه اقتصادی جهان و رقابتی تر شدن تجارت استفاده از فرانچایز ها به واسطه ریسک کمتر، کاهش هزینه های تبلیغاتی و همچنین رعایت استانداردهای کیفی گسترش روزافزونی یافته است بطوریکه امروزه میتوان از رستوران و سوپرمارکت تا خشکشویی و کارگاه فنی و از مهدکودک، مدرسه و دانشگاه تا درمانگاه و بیمارستان بصورت فرانچایز یافت. در این میان مالزی نیز با تاسیس انجمن فرانچایز و تدوین قوانین مربوطه زمینه ای مساعد برای فعالیت فرانچایزها فراهم کرده که فرصتی قابل توجه برای علاقه مندان به فعالیت در این زمینه فراهم کرده است.


ویژگی های استفاده از فرانچایز:

1- کاهش ریسک سرمایه گذاری از طریق استفاده از یک برنامه آزمایش شده
2- عدم نیاز به تدوین برنامه آماده سازی. این قسمت توسط ارایه دهنده فرانچایز آماده شده است
3- عدم نیاز به تبلیغات. معمولا تبلیغات توسط ارایه دهنده انجام میشود
4- کاهش زمان مورد نیاز برای انجام مقدمات از قبیل دکوراسیون، طراحی، اجرا...
5- کاهش درگیری با پیمانکاران مختلف به دلیل وجود تعاریف دقیق
6- کاهش هزینه های جاری به دلیل وجود استانداردهای اجرایی
7- انجام پیشگیری های لازم برای عدم مواجه با مشکلات در مسیر اجرا
8- پشتیبانی فنی و تخصصی توسط ارایه دهنده فرانچایز

نکات منفی استفاده از فرانچایز:

1- وابستگی به یک برند خاص
2- الزام به اجرای مجموعه مشخصی از خدمات
3- ممنوعیت اعمال هرگونه تغییر بدون تایید ارایه دهنده فرانچایز
4- اجبار به استفاده از نام فرانچایز و عدم وجود مالکیت معنوی
5- منع اعمال سلیقه فردی در اصلاح و بهبود فرآیندها

با بررسی موارد فوق و مقایسه آن با ارزیابی هایی که از ریسک های کسب و کار داشتیم با یک جمع بندی میتوان گفت:

از فرانچایزها استفاده کنید اگر:

- برنامه مشخص و مطمئن تجاری ندارید
- با بازار کار آشنایی کافی ندارید
- تجربه عملی در زمینه مورد نظر سرمایه گذاری ندارید
- حوصله درگیری با پیمانکار و طراح دکور و... ندارید
- محدودیت زمانی دارید
- نمیخواهید ریسک کنید
- به استفاده از تجربه دیگران اعتقاد دارید
- میتوانید یک برنامه مشخص را بدون تغییر اجرا کنید

و در این موارد بهتر است از فرانچایز استفاده نکنید:

- برنامه مدون برای سرمایه گذاری دارید
- تجربه عملی در زمینه مرتبط دارید
- حاضر به ریسک هستید
- دوست دارید در کار خود اعمال سلیقه کنید

نمونه : فرانچایز در مالزی

کسب و کار فرانچایز در مالزی در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. دولت مالزی با تاسیس انجمن ارایه دهندگان فرانچایز در مالزی و تدوین مجموعه قوانین حقوقی مورد نیاز بستری مناسب و مطمئن برای فعالیت اقتصادی به این سبک فراهم کرده است.

از سوی دیگر اقبال عمومی به استفاده از فرانچایزها به عنوان خریدار و استقبال مردم منجر به رشد روز افزون این روش کسب و کار شده است. امروزه تعداد قابل توجهی شرکت در چارچوب انجمن فرانچایز مالزی فعال هستند و برنامه کسب و کار در اختیار سرمایه گذاران قرار میدهند. این شرکت های Franchizee هرکدام دارای مجموعه قوانین و رویه های مشخص و مدون برای انجام کارها هستند که لازم است تمام این رویه ها مشخص گردد تا مشکلی برای سرمایه گذار ایجاد نشود. زمینه های موفق در حال اجرا :

رستوران ، کافی شاپ ،مینی مارکت ،خشکشویی، کالج زبان،آژانس مسافرتی،مهدکودک،نانوایی ،داروخانه ،آرایشگاه

منبع : ایمیل ارسالی ازمدیران ایران

 

مستندسازی تجارب مدیریتی وسازمانی

 

تجربه، مهمترین عامل در فراگیری قابلیت های مدیریتی است. بررسی ها نشان می دهد کسب قابلیت های مدیریتی، تا 70 درصد از طریق تجربه صورت می پذیرد. اینکه ما فردی را در سازمان خود مجرب می نامیم و شایسته عهده دار شدن مسئولیتی می دانیم، ناشی از همین موضوع است.

افراد به مرور و با قرارگرفتن در موقعیت های مختلف، به توانایی هایی می رسند که بوسیله آن می توانند با مسایل گوناگون روبرو شده و بر شرایط دشوار غلبه نمایند. اینگونه است که می توان گفت هر ماموریت جدید، مهارت جدیدی را به ما آموزش می دهد که یک تجربه سازنده است.

برای تجربه مدیریتی می توان تعاریفی مختلف و از ابعاد گوناگون ارایه نمود. از یک منظر، تجربه مدیریتی هر اقدام، ماموریت یا پروژه ای است که موجب ایجاد تغییر و یا ارتقاء در سطح عملکرد سازمان از طریق بکارگیری رویکردها، شیوه ها و روش های مدیریتی می شود. همچنین تجربه مدیریتی را می توان فرایند مواجهه و شناخت مساله، اتخاذ تصمیم و اقدام در جهت اجرای آن در جریان حل یک مساله یا مشکل جدید تعریف نمود.

مستندسازی تجربه مدیریتی نيز فرایندی است که طی آن با دیدگاهی جامع، به ثبت یک تجربه مدیریتی می پردازیم به گونه ای که دیگران بتوانند با مراجعه به مستندی که تهیه شده است، به ابعاد گوناگون تجربه و فرایند تحقق آن پی برده و از آن درس آموزی و یادگیری لازم را داشته باشند.

مستند سازی تجربه مدیریتی می تواند به شیوه های مختلف انجام شود و از آن جمله، استفاده از فیلم و تصاویر و ابزارهای دیگر برای ثبت وقایع و اتفاقات مهم و مرتبط است. اما يك روش بهينه در مستندسازی تجربه مدیریتی ، مستندسازی مکتوب و تهیه یک مقاله یا متنی مشابه آن با قابلیت انتقال تجربه مدیریتی با تمام گستردگی ها و پیچیدگی های تجربه می باشد.

وقتی یک تجربه مدیریتی تدوین و مستندسازی می شود می توان برای آن کاربردهای مختلفی در جهت آموزش، هم آموزی و یادگیری سازمانی متصور بود. باید توجه داشت که تجربه منبع اصلی آموزش مدیریت، وظایف، مسؤولیت ها و چالش های شغل است.

تفاوت تجربه مدیریتی و تجارب دیگر

بین تجربه مدیریتی با سایر تجارب تفاوت هایی است. این تفاوت ها هم از حیث شکل گیری و هم از نظر مستندسازی قابل توجه است. تجربه مدیریتی تجربه ای ست که بر پایه یک فرایند مدیریتی و با استفاده از رویکردهای مدیریتی مانند مشارکت گروهی شکل می گیرد. در طرف مقابل، تجارب فنی هستند که حاصل شناخت و درک روابط بین اشیا و کارکردهای تاسیسات و دستگاه ها و در پاره ای موارد ارتباط انسان با ماشین آلات است. چنین تجاربی اگرچه بسیار مفید بوده و گره گشای مشکلات سازمان است اما تجربه مدیریتی نیست و بخصوص از حیث هم آموزی برای مدیران سازمان های دیگر معمولا دارای نارسایی ها و محدودیت هایی می باشند. اما تجارب مدیریتی بخاطر بهره مندی از زبان و ادبیات مشترک مدیریت، قابلیت انتقال به سازمان ها و مدیران دیگر را نیز داشته و به راحتی برای همه قابل درک و هم آموزی است.

آیا تجربیات ناموفق هم ارزش مستند شدن دارند؟

حتما همه شما جملاتی مانند اینکه شکست پلی بسوی پیروزی است را شنیده اید. بدون شک مستند سازی تجارب مدیریتی ناموفق بسیار مفید بوده و می تواند از بسیاری دوباره کاری ها جلوگیری کند. رویکرد لقمانی(ادب از که آموختی از بی ادبان...) که مبتنی بر پرهیز از اشتباهات دیگران است، نگرشی عقلایی و مورد پذیرش است. با این حال باید اذعان داشت که اکثر افراد و سازمان ها از بیان تجارب ناموفق و شکست های خود پرهیز دارند و سعی می کنند از اشاعه عدم توفیق خود جلوگیری نمایند. بنابراین ضمن تاکید بر مفید بودن تدوین تجارب ناموفق، باید حساسیت سازمان ها و مدیران به این موضوع را مد نظر داشت.

مستندسازی تجارب و مدیریت دانش

در مباحث مربوط به مدیریت دانش چند سوال اصلی مطرح است. از جمله اینکه دانشِ با ارزش سازمان کدام است؟ این دانش نزد چه کسانی است و اینکه چگونه می توان آن را مدون و منتشر نمود؟ بنابراین مستند سازی تجارب مدیریتی در چارچوب مدیریت دانش قابل تعریف بوده و می تواند بعنوان یکی از ارکان اصلی آن مطرح گردد.

مستند سازی تجارب مدیریتی در واقع تلاش برای تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح است. یعنی از طریق تدوین تجارب سعی می کنیم که دانش و دانسته هایی که در ذهن مدیران است را به دانشی آشکار و قابل استفاده دیگران تبدیل نماییم.

ارکان تجربه مدیریتی

هر تجربه مدیریت 4 رکن دارد. وقتی از ارکان تجربه مدیریتی صحبت می کنیم یعنی اینکه بدون هریک از رکن ها، تجربه مدیریتی ناقص است و امکان انتقال کامل به دیگران ندارد. در واقع این رکن ها مانند پایه های اصلی بنای تجربه مستند شده هستند. البته در تجربه مدیریتی که ارایه می دهیم، موارد دیگری نیز هست که باید مورد توجه قرار بگیرد اما در اینجا بحث ما ارکان است. برای اینکه شروع به مستندسازی تجربه کنیم باید سعی نماییم اطلاعات کافی درخصوص هر یک از رکن ها را فراهم آوریم. این ارکان عبارتند از:

1- مساله و ضرورت 2- نقطه تصمیم گیری 3- مراحل اجرا 4- نتایج و تحلیل آن.

حال به بررسی هریک از موارد چهارگانه فوق می پردازیم:

مساله و ضرورت:نقطه شروع هر تجربه مدیریتی در عالم واقع، یک مساله، ضرورت، چالش و یا گاهی فرصت است. یعنی همیشه یک موضوع خاصی بوده که ذهن مدیران را به خود درگیر کرده و به فکر چاره اندیشی افتاده اند. بنابراین باید به درستی ابعاد این رکن را به مخاطبان تجربه منتقل کنیم. برای این منظور لازم است اطلاعات دقیقی از جنبه های مختلفی که ذهن مدیران را به خود مشغول کرده و در واقع مساله و ضرورت وقوع تجربه مدیریتی ما را شکل می دهد مطلع بوده و بتوانیم آن را منعکس نماییم.

در بیان مساله ضمن اینکه باید ابعاد مختلف را در نظر داشت اما ارتباط مساله با تجربه مدیریتی را نیز باید مورد توجه قرار داد و اینکه مسائل و ضرورت هایی را بیان کنیم که منشا شکل گیری تجربه ما هستند وگرنه سازمان ها همیشه با مسایل متعدد و متفاوتی روبرو هستند که هر یک از آنها می تواند مبنای یک تجربه مدیریتی باشد.

 

نقطه تصمیم گیری:نقطه تصمیم گیری یکی از رکن های اصلی تجربه است که در هنگام مستند سازی کمتر به آن توجه می شود. اینکه مدیران چگونه با بررسی مساله موجود، راهکار انتخابی را برگزیده اند همان نقطه تصمیم گیری است. در این بخش باید به روشنی بیان شود که مدیر یا مدیران مربوطه با چه ساز و کاری تصمیم گیری نموده اند و برای اجرا برنامه ریزی نموده اند. آیا این تصمیم یک تصمیم مشارکتی و از طریق کمیته های تخصصی بوده و یا اینکه با مطالعه تجربه دیگران و یا مواردی از این دست بوده است.

انعکاس شیوه تصمیم گیری بخصوص از این جهت دارای اهمیت است که مخاطب، علت برگزیدن راهکار مورد نظر شما را درک می کند. در غیر این صورت ممکن است مخاطب تجربه شما، مدام با این سوال روبرو باشد که چرا شیوه دیگری انتخاب نشد؟ در حالیکه ما می توانیم با تبیین مناسب موقعیت مساله و جوانب مختلف، چگونگی رسیدن به تصمیم خاص را تشریح نماییم.

نکته دیگری که در این مورد حائز اهمیت است، مغفول ماندن نقطه تصمیم گیری در شیوه های مستند سازی سنتی است. در شیوه های مستندسازی زونکنی و پرونده ای، بعلت آنکه صرفا مکاتبات نگهداری می شود، غالبا از شیوه ها و چگونگی تصمیم گیری رد و نشانی پیدا نمی شود مگر آنکه کمیته ای وجود داشته باشد و صورتجلسه کامل مذاکرات نیز تهیه شده باشد که معمولا کمتر اتفاق می افتد.

مراحل اجرا:شاید بتوان مراحل اجرا را متن اصلی تجربه نامید، چرا که در این بخش است که شما تجربه عملی خود را ارایه کرده و فعالیت هایی که در راستای رفع مساله و چالش سازمان خود انجام داده اید منعکس می نمایید.

در تشریح مراحل اجرا، دسته بندی درست فعالیت ها و همچنین رعایت ترتیب و توالی اتفاقات از اهمیت زیادی برخوردار است. باید فعالیت های انجام شده که اصولا بر اساس تصمیم گیری و برنامه ریزی بوده را بطور کامل توضیح داده و برای مخاطبان تجربه، نقطه ابهامی درباره کارهای صورت پذیرفته باقی نگذاریم.

نتایج و تحلیل آن:بخش نتایج از این حیث که مؤید توفیق تجربه مدیریتی شماست دارای اهمیت بسیار است. یعنی شما پس از تبیین مساله و ضرورت، شیوه تصمیم گیری و فعالیت های انجام شده باید بصورت مستند نشان دهید که کارهایی که انجام داده اید باعث رفع مساله یا حداقل کمرنگ شدن اثرات آن گردیده است.

در بخش نتایج باید فعالیت های انجام شده را تحلیل نماییم و با شیوه های مختلف، اثربخشی کارهایمان را نشان دهیم. این کار می تواند از طریق نمودارها، جداول، تحلیل های آماری، نظرسنجی و... صورت پذیرد.

باید توجه داشت که در بخش نتایج، به دستاوردهایی اشاره کنیم که نتیجه مستقیم فعالیت های ما بوده و همچنین دارای اجزای مشخص باشد. بیان نتیجه گیری های کلی و سخن گفتن از تغییرات فراوان و شگرف، بدون بیان نشانه های آن، تنها باعث سردرگمی و عدم اعتماد مخاطب به محتوای تجربه مدیریتی شما می گردد. بنابراین بهتر است با بیان و تحلیل نتایج ملموس تجربه مدیریتی، نقاط ضعف و پیشنهادات خود را برای بهینه شدن نتایج ارایه نمایید.

اجزای یک مقاله تجربه مدیریتی

یک مقاله تجربه مدیریتی دارای اجزائی است که هر یک از آنها باید در جای خود قرار گیرد. شاید رعایت چارچوب ذیل بطور صد درصد ضروری نباشد اما در بیشتر موارد این چارچوب کمک می کند بهتر بتوانیم تجربه مدیریتی را تدوین نموده و ارایه دهیم. با ذکر این نکته مروری خواهیم داشت بر اجزای یک مقاله تجربه مدیریتی و به اختصار به توضیح این اجزا می پردازیم:

  1. عنوان: بهتر است در برگیرنده موضوع اصلی تجربه یعنی فرایند مدیریتی تجربه شده و همچنین سازمانی که تجربه در آن اتفاق افتاده باشد.
  2. نویسندگان: نام صاحبان تجربه و مستندکنندگان آن با ذکر سمت (یا درجه علمی).
  3. واژه های کلیدی: معمولا تا 6 واژه اصلی مقاله تجربه مدیریتی.
  4. چکیده: خلاصه کاملی از کل تجربه و در برگیرنده نکات اصلی مساله، تصمیم، اجرا و نتایج. چکیده باید جذاب و معرف خوبی برای تجربه باشد.
  5. مقدمه: ورودی اصلی به مطلب و متن تجربه است. لازم است مقدمه چینی جذاب و نقظه شروع مناسبی برای تبیین تجربه انتخاب شود. جملات ابتدایی مقدمه می تواند بسیار کلیدی و تعیین کننده برای جذب مخاطب باشد.
  6. معرفی سازمان: معرفی و تشریح موقعیتی که تجربه در آن اتفاق افتاده است. در معرفی سازمان باید به نکاتی اشاره نمود که با تجربه مرتبط است. مثلا ممکن است برای یک تجربه مدیریت تشریح ساختار سازمان و واحدهای آن مهم باشد ولی برای تجربه ای دیگر، ضرورتی به توضیح در این باره نباشد و مثلا لازم باشد بیشتر به وظایف سازمان بپردازیم. در مجموع این بخش می تواند شامل پیشینه ای از شکل گیری و فعالیت های سازمان، ساختار آن، وظایف و مسئولیت ها و مواردی از این دست باشد.
  7. مساله و ضرورت
  8. نقطه تصمیم گیری
  9. مراحل اجرا
  10. نتایج و تحلیل آن
  11. منابع و مؤاخذ: در این بخش لازم است ماخذ برخی مطالب را که در متن تجربه مورد اشاره قرار گرفته است ذکر نماییم. این کار برای آن است که پشتوانه هایی برای آنچه گفته شده ارایه نماییم و هم اینکه دیگران بتوانند با مراجعه به مدارک اشاره شده، اطلاعات بیشتری را درباره تجربه کسب نمایند. لازم نیست که مانند مقالات علمی در این قسمت کتب و مقالات را به عنوان مرجع معرفی نماییم. بلکه بسیاری گزارشات درون سازمانی نیز می تواند بعنوان مواخذ اصلی ما مورد توجه قرار گیرد.
  12. پیوست ها(درصورت لزوم): می توان اطلاعات کامل تری شامل برخی جداول، نمودارها و ... را که ضرورت آنها درحدی نبوده که در متن اصلی تجربه آورده شود و یا ممکن بوده آوردن آنها در متن مقاله، اصل تجربه را تحت الشعاع قرار دهد، در بخش پیوست ها آورد. در آوردن پیوست ها نیز باید درجه اهمیت مطالب و کمک به انتقال بهتر تجربه را مد نظر داشت.

جایگاه تئوری ها در متن تجربه مدیریتی

اصولا مقاله تجربه مدیریتی جای بحث و کنکاش تئوری ها نیست. این دقیقا یکی از نقاط افتراق تجربه مدیریتی با مقاله علمی است. اما گاهی تجربه مدیریتی ما بر اساس یک مدل علمی مدیریتی شکل می گیرد که در این صورت می توان در همان ابتدای تجربه و مثلا در بخش تصمیم گیری به آن اشاره نمود. همچنین می توان در بخش تحلیل نتایج نیز در صورت لزوم اشاره ای به تئوری ها نمود.

در هر حال باید توجه داشت که تئوری ها در متن تجربه مدیریتی باید سهم بسیار اندکی داشته باشند و نباید آنقدر به آنها بپردازیم که تجربه ما را تحت الشعاع قرار دهند.

چند یادآوری و تذکر مهم:

  • برای اینکه تجربه مدیریتی خود را بهتر انتقال دهیم می توانیم در موارد لازم از عکس، نمودار و جدول استفاده کنیم. در استفاده از این ابزارها باید میزان ضرورت و اثربخشی آن ها را در معرفی تجربه در نظر داشته باشیم.
  • بیان تجربه مدیریتی باید از یک ترتیب و توالی مناسب برخوردار بوده و مخاطب را بصورت داستان گونه برای مطالعه ادامه مقاله تشویق نماید.
  • هر مطلبی را که در مقاله تجربه مدیریتی خود می آورید این سوال را مطرح کنید که چقدر می تواند به در ک بهتر تجربه کمک کند؟ در واقع متن تجربه باید جامع و مانع باشد یعنی هم تمام مطالب مورد نیاز آورده شده باشد و هم اینکه از ذکر مطالب غیر ضرور خودداری کنیم. معمولا یک مقاله تجربه مدیریتی بین 10 تا 16 صفحه است.
  • تجربه ای ارزش مستندسازی را دارد که حرف تازه ای برای گفتن داشته باشد و چیزی فراتر از دستورالعمل های معمولی که تمام سازمان ها انجام می دهند باشد.
  • باید در متن تجربه با توجه به مخاطبانی که در نظر گرفته ایم حتی الامکان از آوردن واژه های خیلی تخصصی خودداری و متن ما انعطاف پذیری لازم را برای مخاطبان در رده های مختلف داشته باشد.
  • تجربه مدیریتی معمولا بصورت سوم شخص نوشته می شود و بهتر است که موضوعات قدیمی را برای مستندسازی انتخاب نکنیم. همچنین باید از آوردن قضاوتهای شخصی در متن تجربه و بزرگ جلوه دادن کارهای انجام شده خودداری کنیم.
  • پرداختن بیش از حد به حواشی و تکرار مکررات، مقاله تجربه مدیریتی ما را ملال آور می کند.
  • بهتر است تجربه مدیریتی تدوین شده را چند نفر بخوانند و نقطه نظرات خود را ارایه دهند تا ایرادات احتمالی را رفع نماییم.

 

 

منبع : ایمیل ارسالی از مدیران ایران

بزرگترین شركتهای سخت افزاری جهان كدامند؟

نشریه اقتصادی فوربس در تازه ترین گزارش خود بزرگترین شركتهای سازنده سخت افزار رایانه را در جهان معرفی كرد.

به گزارش خبرنگار ایسنا، در این رده بندی شركت آمریكایی اپل با فروش ۱۲۷.۸ میلیارد دلار بزرگترین شركت سازنده سخت افزار رایانه در جهان لقب گرفته و دو شركت آمریكایی دیگر به نامهای هیولت پاكارد (اچ.پی) با فروش ۱۲۵ میلیارد دلار و دل با فروش ۶۲.۱ میلیارد دلار دوم و سوم شدند.

در مجموع ۱۲ شركت فعال در ساخت سخت افزار رایانه در بین ۲۰۰۰ شركت بزرگ قرار دارند. بیشترین تعداد شركتهای بزرگ فعال در این حوزه متعلق به تایوان با هفت شركت است.

از نظر ارزش بازار در رده بندی اعلام شده از سوی فوربس رتبه نخست به اپل با ارزش بازاری معادل ۵۴۶ میلیارد دلار اختصاص یافته است. از نظر میزان سودآوری هم اپل با ۳۳ میلیارد دلار صدرنشین شد و از نظر حجم دارایی نیز بار دیگر شركت اپل رده نخست را در بین شركتهای سازنده سخت افزار رایانه در جهان به خود اختصاص داد.

از دیگر شركتهای معروف در بین بزرگترین سازندگان سخت افزار رایانه در جهان می توان به فوجیتسو، گروه لنوو، ایسر و اوستك كامپیوتر اشاره كرد.

منبع :www.aftabir.com